درباره من سلام به همهٔ خوانندگان محترم: نظر به اینکه وبلاگ قبلی من:"نگاه من نگاه" برای هموطنان مقیم

Mittwoch, 5. September 2012

روایت آریا آرام نژاد از سلامت حال میرحسین موسوی



جـــرس: آریا آرام نژاد از سلامت میرحسین موسوی خبر داده و نوشته است که برادر زاده ایشان هفته گذشته با وی دیدار داشته است.

به گزارش ندای سبز آزادی، میرحسین موسوی، ده روز پیش به دنبال عارضه قلبی در بیمارستان بستری شد و تحت عمل آنژیو گرافی قرار گرفت. این بستری شدن تحت تدابیر شدید امنیتی بود.

پس از آنکه وی از بیمارستان مرخص شد، برادر میرحسین در گفت و گو با کلمه اعلام کرده بود که بنا به ملاحظات امنیتی نمی توانند در مورد ایشان اطلاع رسانی کنند.

روز گذشته نیز محسنی اژه ای در یک اقدام غیرمعمول در پاسخ به سوال خبرنگاری که وضعیت سلامت موسوی را جویا شد، گفته بود: " حالش خوبه."

این در حالی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیش از پانصد و شصت روز است بدون هیچ حکمی در حبس خانگی هستند.

نوشته هنرمند سبز، آریا آرام نژاد که بدنبال انتخابات ریاست جمهوری 88 بازداشت و روانه زندان شد، بشرح زیر است:
از دیدار یکی از آشنایان باز می گشتم ، توی مترو یاد میر حسین افتادم ، از موبایلم آهنگ دلتنگی را پلی کردم و ...
ایستگاه آزادی ، چهره ای آشنا به همراه مرد دیگری وارد مترو شد ، حاج احمد یزدانفر بود محافظ ارشد مهندس موسوی، از جایم بلند شدم تا او بنشیند، قبول نکرد ...
گفتم : شما برای ما با ارزشی
گفت : شرمنده ام نکن جوون ...
در آغوشش کشیدم و صورتش را بوسیدم ...
از حال میر پرسیدم، گفت: خوب است و اشاره به همراهش کرد و گفت: ایشان هفته پیش دیدار داشتند حالشان خوب بود و هم چنان ...
آن مرد همراه برادرزاده میرحسین بود.
ایستگاه نواب خداحافظی کردم و از مترو زدم بیرون ، حالا نشسته ام پشت کامپیوتر و صدایی می خواند : نمی دونن تو زندون هم نه کم می شی نه می میری

Dienstag, 4. September 2012

يادداشت همسر نسرين ستوده: و این همان قدرتِ انسان است




رضا خندان
آن روز شنبه بود – ۱۳ شهریور.
نسرین صبح زود رفت دادگاه برای پیگیری پرونده‌ی موکلان‌اش و تا ساعت ۱۰ برگشت.
بدون هیچگونه آمادگی و تدارک برای بازداشت به همراه خانم غنوی که وکیل‌اش بود به محل دادسرا رفتیم. ازدحام بیش از حد مردم در زیر آفتاب داغ در مقابل در ورودی دادسرا, ورود به آنجا را مشکل کرده بود. نسرین موضوع احضارش را با یکی از مامورین در میان گذاشت و به او گفت: “اینها خودشان منو احضار کرده‌اند و اگر نمی‌توانند شرایط ورودم را مهیا کنند من برمی‌گردم تا اگر خواستند، زحمت بکشند خودشان با ماشین بیایند دنبالم”.
بالاخره آن مامور راه را باز کرد و نسرین در میان ازدحام جمعیت وارد دادسرا شد. او حتی نتوانست با من خداحافظی کند. البته فکر می‌کرد که احتمالا پس از ساعاتی برمی‌گردد. او حتی از بچه‌ها هم خداحافظی نکرده بود.
من بدبین‌تر از او بودم و احتمال می دادم مدتی او را در حبس و انفرادی نگه می‌دارند تا مطمئن شوند فشار بازداشت و دوری از بچه‌ها باعث خواهد شد او از کشور خارج شود.
دقایقی بعد خانم غنوی از دادسرا به بیرون آمد و گفت که به او اجاره ندادند در بازپرسی حضور داشته باشد. اندکی بعد از آنجا رفتیم تا در ساعات پایانی وقت اداری دوباره به آنجا سری بزنیم شاید او را آزاد کرده باشند.
ساعت دو نیم بعد از ظهر بود که به زیر پل یادگار امام رسیدم. در آنجا پدر یکی از موکلین نسرین را دیدم که می گفت: “هرکاری کردم نتوانستم تلفنی از خانم ستوده خبری بگیرم. فکر بیام اینجا تا شاید بتوانم شما را در اینجا ببینم.
او از موضوع احضار نسرین خبر داشت بنابر این از صبح آمده بود آنجا و پشت یکی از ستون‌ها کشیک می‌داده تا شاید به طور اتفاقی ما را ببیند و یا بتواند خبری از او بگیرد.
ساعت حدود سه و نیم بعد از ظهر بود که مهراوه سراسیمه زنگ زد و گفت که: “بابا تلفن خانه زنگ زد و یک آقای بی‌ادبی با تحکم گفت که: “گوشی را بده به بزرگترت. شماره تلفن‌اش هم نیفتاده بود. به خاطر همین من هم که تنها بودم گوشی را قطع کردم و آن را از پریز کشیدم تا دوباره مزاحم نشود. الان هم دارم با موبایل خودم زنگ می‌زنم.”
چند روز بعد که برای پیگیری پرنده‌ی نسرین به دادسرا رفته بودم, اینطور که بازپرس اولیه‌ی نسرین می‌گفت به یکی از همکارانشان گفته بودند که به خانواده‌‌ی ستوده قرار بازداشت‌اش را اطلاع دهید. این تلفن و لحن تهدید‌گونه و ترساندن یک بچه‌ی ‌تنها‌، در واقع نوعی اطلاع‌رسانی به شیوه‌ی خودشان بوده است.
من خودم را فوری به خانه رساندم و از آنجا به دنبال نیما که در مهد کودک بود رفتیم. نزدیک خانه که رسیدیم نیما سراغ مادرش را گرفت و من گفتم که امشب مامان نیست و جایی رفته است. برای او ‌نبود مادر در حد یک شب اتفاق غیر عادی نبود. ولی حتی تصور این که شب دوم هم مادرش را نبیند هول انگیز بود.
امروز دقیقا دو سال از آن روز سپری شده است. نیما و مهراوه نه تنها در شب دوم بلکه ۷۴۰ روز است که او را در کنار خود ندارند. مانند خیلی از بچه‌های دیگر. آنها با وجود همه‌ی مشکلات، کم و بیش با موضوع کنار آمده‌اند.
۱۰ ماه بعد، یک روز هنگام برگشتن از ملاقات، مهراوه می‌گفت: “بابا این خانم‌های مامور که مامان را به محل ملاقات می‌آورند خیلی مهربون‌اند. امروز که نیما داشت با مامان خدا حافظی می‌کرد اون خانم مامور یک گوشه ایستاده بود و آروم داشت اشک هایش را پاک می کرد.”
و این همان قدرت انسان است. و دقیقا همان چیزی است که نفرت گرایان آن را نادیده می‌گیرند.

ضرب و شتم همسر یک فعال مدنی در کلانتری ۱۱ بابل به دست فرمانده کلانتری



جـــرس: همسر محمد اسماعیل زاده، فعال مدنی-سیاسی که برای شکایت از مزاحمت های نیروهای امنیتی به نیروی انتظامی مراجعه کرده بود، در اثر ضرب و شتم از سوی فرمانده ی این مرکز دچار شکستگی فک و دندان شد.

به گزارش کلمه، مامورین امنیتی در هفته های اخیر طی دو مراجعه، به تفتیش منزل محمد اسماعیل زاده فعال مدنی و وبلاگ نویس پرداخته و برخی از وسایل شخصی وی را ضبط کرده اند.

همسر محمد اسماعیل زاده با مراجعه به نیروی انتظامی خواستار پیگیری این مزاحمت های چندباره شد که مامورین انتظامی به وی اعلام کردند در صورت مراجعه مجدد مامورین امنیتی با آن ها تماس گرفته شود تا موضوع پیگیری شود.

بر اساس این گزارش، در روزهای اخیر نیز، ماموران برای بار سوم به منزل وی مراجعه کردند و بنا به توصیه ها کتایون بهرامی، همسر محمد اسماعیل زاده در را باز نکرده و سپس با مراجعه به نیروی انتظامی اعلام شکایت کرده است.

در همین حال سرهنگ پورباقر، فرمانده نیروی انتظامی بابل پس از اطلاع از شکایت کتایون بهرامی اقدام به توهین و فحاشی کرده و به ضرب و شتم وی پرداخته و او را از فرماندهی کلانتری ۱۱ بابل بیرون کرده است.

این ضرب و شتم باعث شکستگی فک و دندان کتایون بهرامی شده تا آنجا که هم اکنون کتایون بهرامی در اثر جراحات وارده در بیمارستان بستری شده و به زودی تحت عمل جراحی قرار می گیرد.

قابل ذکر است، محمد اسماعیل زاده وبلاگ نویس و صاحب وبلاگ بوتیمار و موسس ” خانه شعر شمال” در انتخابات سال ۸۸ توسط حفاظت اطلاعات سپاه شهرستان بابل بازداشت شد.

این عضو ستاد مهدی کروبی در بابل، به اتهام «توهین به رهبری و دعوت به شورش علیه نظام» از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل به سه ماه حبس تعزیری و ۱۰ ماه حبس تعلیقی و ۵ سال محرومیت از تحصیل محکوم شده است.

محمد اسماعیل زاده در تاریخ ۲۴ خرداد ۸۸ توسط نهادهای امنیتی سپاه بازداشت شد و سپس به زندان متی کلای بابل منتقل و پس از یک ماه آزادی با وثیقه، طی نامه ای به اکبرزاده معاون دادستان بابل از شرایط نامطلوب خود در دوران بازجویی گفته و بازجوئی های خود را تحت فشار و شکنجه و القا شده عنوان کرده است.

در دوره تحمل محکومیت ۹۳ روزه، پسر اسماعیل زاده در غیاب پدر در حالی متولد شد که دادستانی با اعطای مرخصی به وی خودداری کرد.

Sonntag, 2. September 2012

ژیلا بنی یعقوب برای اجرای حکم حبس خود به زندان اوین رفت



سحام نیوز: ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار برای اجرای حکم یک سال حبس تعزیری خود به زندان اوین رفت.
به گزارش کلمه، ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و فعال زنان، ساعتی پیش برای اجرای حکم یک سال حبس تعزیری خود به زندان اوین رفت.
دبیر سرویس اجتماعی روزنامه سرمایه و سردبیر کانون زنان ایرانی ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در جریان سرکوب های پس از انتخابات به همراه همسرش، بهمن احمدی امویی بازداشت و در خرداد ۱۳۸۹ به یک‌سال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از شغل روزنامه‌نگاری محکوم شد.
ژیلا بنی یعقوب در حالی برای اجرای حکم خود به زندان اوین رفت که همسرش، بهمن احمدی امویی که او نیز روزنامه نگار زندانی است، خرداد ماه امسال به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
انتقال احمدی امویی در حالی صورت گرفت که در حکم ۵ سال حبس تعزیری وی، تبعید وجود ندارد.
پس از مسعود باستانی و مهسا امرآبادی این دومین زوج روزنامه نگاری هستند که در همزمان در دو زندان متفاوت دوران محکومیت خود را طی می کنند.
هفته گذشته بهمن احمدی امویی در نامه ای به مناسبت تولد همسرش نوشته بود: “در سه سال گذشته هر لحظه انتظار بازگشتت به اوین را داشتم. با خودم می‌گفتم مانند بقیه زندانی‌هایی که هر دو هفته یک‌بار با همسر، مادر یا خواهرشان که در زندان زنان هستند، دیدار می‌کنند، من هم تو را پشت دیوارهای همان زندانی که خودم حبس می‌کشم، خواهم دید. برای همین خودم را ظاهراً برای آن لحظه آماده کرده بودم.تو در این مدت چند تایی حوله و ملحفه فرستاده بودی و من یکی –دو تایش را در کناری نگه داشته بودم تا هر وقت آمدی یک‌جوری برایت بفرستم.آن روزها نمی‌شد به راحتی وسایل ات را با خودت به زندان زنان ببری. من هم در این مدت برای اینکه تو بیایی و مبادا وسایل مورد نیاز و ضروری‌ات را نداشته باشی، چیزهایی را برایت آماده کرده بودم، یکی –دو قوطی قرص‌های تقویتی و ویتامین به همراه یک بالش کوچک. اما حالا که من و این وسایل در زندان گوهردشت کرج کیلومترها از تو دور هستیم، قرار است تو در زندان اوین باشی. از این همه بازی‌های روزگار تعجب می‌کنم، این همه مدت به زندان اوین نرفتی و حالا که من را به زندان رجایی شهر منتقل کرده‌اند، به آنجا می‌روی. نمی‌دانم چه بگویم؟با خودم می‌گویم با توجه به شرایط موجود به نظر می‌رسد دست کم تا چند ماه آینده یکدیگر را نخواهیم دید.”

بحرین خواستار عذرخواهی ایران به دلیل «تحریف» سخنان مرسی شد



سخنرانی محمد مرسی در تهران
اندازه متن 
وزارت امور خارجه بحرین با احضار کاردار سفارت ایران در منامه، نسبت به «تحریف» سخنان محمد مرسی رئیس جمهور مصر و ذکر نام «بحرین» به جای «سوریه» توسط مترجم صدا و سیمارسما اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی تهران به خاطر این رخداد شد.

به گزارش خبرگزاری دولتی بحرین، وزارت امور خارجه این کشور در بیانیه‌ای اعلام کرده است که احمد عبد العزیز عامر مدیر کل امور منطقه‌ای و شورای همکاری وزارت امور خارجه بحرین، با احضار کاردار سفارت ایران در منامه، اعتراض کشورش را نسبت به ترجمه سخنرانی مرسی، تسلیم او کرد.

بنا بر این بیانیه، این اعتراض به دلیل ذکر نام «بحرین» به جای «سوریه» توسط مترجم تلویزیون رسمی ایران هنگام ترجمه سخنرانی محمد مرسی در افتتاحیه اجلاس سران کشورهای عضو جنبش غیر متعهد‌ها در تهران صورت گرفته است.

العامر این اقدام تلویزیون رسمی ایران را «جعل و رفتاری غیر قابل قبول» توصیف کرد که نشان دهنده «دخالت رسانه‌های ایران در امور داخلی بحرین و خروج از قواعد متعارف» است.

وزارت امور خارجه بحرین همچنین از ایران خواست نسبت «این رفتار» عذر خواهی کرده و «اقدام‌های لازم را در این باره» انجام دهد چرا که چنین رفتاری «به روابط دوستانه دو کشور و روابط برادرانه میان بحرین و جمهوری عربی مصر» ضربه می‌زند.

 بحرین در سطح وزیر خارجه در نشست عدم تعهد در تهران شرکت کرده بود.

پیامدهای آنچه «تحریف سخنان مرسی توسط مترجم صدا و سیمای ایران» نامیده می‌شود، با وجود گذشت دو روز، همچنان ادامه دارد.

تکذیب وزارت خارجه مصر

پیش از این، سخنگوی وزارت امور خارجه مصر هم، هرگونه ذکر بحرین توسط محمد مرسی در سخنرانیش در اجلاس غیر متعهد‌ها در تهران را رد کرد.

به گزارش روزنامه مصری الاهرام، عمرو رشدی، سخنگوی وزارت امور خارجه مصر، جمعه در کنفرانسی خبری، در پاسخ به سئوال شماری از خبرنگاران، ذکر نام «بحرین» در سخنرانی محمد مرسی را تکذیب کرد و گفت: «افتتاحیه نشست تهران و سخنرانی رئیس جمهور مصر، زنده و مستقیم از بسیاری از تلویزیون‌ها پخش شد و می‌توان متن کامل آن را بر روی سایت وزارت امور خارجه مصر در شبکه اینترنت دید.»

تغییرات مترجم در سخنان مرسی

بیشتر تغییراتی که مترجم تلویزیون  ایران صورت داد، متعلق به بخش‌هایی است که رئیس جمهور مصر درباره بحران سوریه ایراد کرد. هنگامی که محمد مرسی در سخنرانی خود گفت: «مردم فلسطین و سوریه برای آزادی، عدالت و کرامت مبارزه می‌کنند»، مترجم صدا و سیمای ایران این گونه ترجمه کرد: «مردم فلسطین و بحرین برای آزاد، عدالت و کرامت مبارزه می‌کنند.»

در بخش دیگری از این سخنرانی، هنگامی که رئیس جمهور مصر با انتقاد از وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره سوریه توسط روسیه و چین گفت: «وتو دست شورای امنیت را از حل و فصل بحران سوریه کوتاه کرد» مترجم تلویزیون ایران ترجمه کرد: «وتو دست شورای امنیت را برای حل و فصل بحران‌های تحولات مردمی کوتاه کرد.»

در ادامه، هنگامی که مرسی اظهار داشت: «ما با مردم سوریه علیه نظام ظلم و سرکوب اعلام پشتیبانی می‌کنیم» مترجم گفت: «آرزوی بقای نظام سوری دارای پشتوانه مردمی را داریم.»

شبکه خبری الجزیره، در گزارشی، اقدام با مصاحبه با برخی صاحبنظران ایرانی درباره تحریف سخنان مرسی توسط مترجم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کرد.

حسن هاشیمان استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در این باره به الجزیره گفته است که احتمالا تحریف عمدی نبوده «چرا که مسئولان رسانه حکومتی ایران می‌دانند که ذیر ذره بین قرار دارند.»

او درباره دلیل این رخداد گفت: «می‌دانیم که برخی از اصطلاحات در رسانه‌های رسمی ایران درباره حوادث منطقه جا افتاده است. فضای رسانه‌ای رسمی ایران آنچه که در بحرین رخ می‌دهد را انقلاب می‌داند اما آنچه که در سوریه روی می‌دهد را فعالیت گروه‌های تروریستی می‌داند که نظام مشروع سعی در پاکسازی کشور از آنها دارد. از همین رو شاید مترجم تحت تاثیر این فضا قرار گرفته است.»

از سویی، محمد شومان استاد ارتباطات دانشگاه‌های مصر به الجزیره گفته است: «این یک اشتباه نبود بلکه یک رسوایی رسانه‌ای، اخلاقی و سیاسی است. این رخداد نشان دهنده رفتار برنامه‌ریزی شده‌ای برای تحریف درک و فهم افکار عمومی داخل ایرانی است.»

اصولگرایان هم اعتراض کردند

سایت اصولگرای رجا نیوز، با اعتراض به «تحریف» سخنان مرسی توسط مترجم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نوشته است: «یک اقدام عجیب و غیرمنتظره از سوی رسانه ملی، خوراک رسانه‌های بیگانه را برای "ناکام" نامیدن این اجلاس مهم فراهم کرد.»

این مقاله رجا نیوز که با عنوان «فقط صداوسیما توانست سخنرانی تاریخی مُرسی را خراب کند» منتشر شده، ادامه داده است: «رسانه ملی با مدیریت فعلی‌اش نشان داده به هیچ عنوان نمی‌تواند و نباید تکیه‌گاه کشور در مواقع مهم و بزنگاه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی باشد.»

این مقاله افزوده است: «مشخص نیست مسئولان رسانه ملی به چه حقی و بنا به کدام تحلیلی مبتنی بر عقلانیت، به خود اجازه تغییر و تحریف سخنان یکی از مدعوین این اجلاس را به خود داده‌اند. علاوه بر این، مسئولان رسانه ملی حتی این حق را برای مخاطبین خود قائل نیستند که برای آنها علت این اقدام خود را توضیح بدهند و یا اگر اشتباهی صورت گرفته، به طور رسمی از مردم به خاطر رخ دادن این مساله عذرخواهی کنند.»

در گفتگو با مهدی سحرخیز: اعتصاب غذای عیسی سحرخیز پس از انتقال به زندان اوین



در گفتگو با مهدی سحرخیز: اعتصاب غذای عیسی سحرخیز پس از انتقال به زندان اوین
  جرس: عیسی سحرخیز روزنامه نگار برجسته دربند شامگاه سه شنبه هفتم شهریور بدون هیچ دلیلی به بند 209 زندان اوین منتقل شد. این در حالی است که وی بیش‌از شش‌ ماه در حصر بیمارستانی و تحت مداوا بود و پزشکان تاکید کرده اند که هرگونه فشار و استرس جان وی را به خطر می اندازد. عیسی سحرخیز پس از انتقال به زندان در اعتراض به این اقدام غیرقانونی دست به اعتصاب غذا زده و اعلام کرده است که در صورت تداوم این شرایط از هفته آینده در کنار اعتصاب غذا دست به اعتصاب دارو خواهد زد.
این انتقال در حالی صورت می گیرد که از عیسی سحرخیز بصورت یک روز درمیان خون‌گیری می‌شود و نظر پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل کیفر وی است.

مهدی سحرخیز با اعلام خبر اعتصاب غذای پدرش به "جرس" می گوید: "دو روز پیش پدر را از بیمارستان به بند 209 زندان اوین منتقل کردند و هیچ علتی برای این اقدام "غیرقانونی" ذکر نکردند فقط به او می گویند که وسایلت را بردار برویم. پدر هم تنها فرصت می کند داروهای خود را با خود ببرد. از زمانی هم که به بند 209 منتقل شده است اعتصاب غذا خود را آغاز کرده و اعلام کرده که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند هفته آینده در کنار اعتصاب غذا دست به اعتصاب دارویی هم خواهد زد. از زمان انتقال هم ما هیچ اطلاعی از وضعیت او نداریم و بشدت نگران سلامت ایشان هستیم."
وی خاطرنشان می کند: "خود پزشک قانونی بارها به دادستانی نامه نوشته و تاکید کرده است که هر گونه فشار و استرسی برای سلامت ایشان "خطرناک" است و منجر به فوت ایشان خواهد شد. حتی یکی و دوبار در بیمارستان بخاطر شرایط استرس مجبور شدند پدر را به بخش سی سی یو منتقل کنند. کمیته پزشکی و پزشک قانونی تاکید کرده اند که پدر یا باید در بیمارستان بستری باشد یا بتواند از مرخصی استعلاجی و یا عدم تحمل کیفر استفاده کند. حتی به گفته آقای صادق لاریجانی که نامه ای نوشته بودند برای عفو زندانیان سیاسی و پدر من هم بخاطر بیماری صعب العلاج باید شامل این عفو می شده اما تنها به دلیل کینه شخصی آقای خامنه ای نام ایشان را از لیست عفو کنار گذاشته شد. ما هشدار می دهیم که هر اتفاقی برای آقای سحرخیز بیافتد آقای خامنه ای تنها بخاطر عدم تحمل انتقاد و کینه شخصی که نسبت به پدر دارد مسئول آن است."

همزمان با اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها و ورود دبیرکل سازمان ملل به ایران فشارهای امنیتی بر روی زندانیان سیاسی بویژه زندانیان سیاسی تحت درمان در حصر بیمارستانی افزایش یافت. بر اساس گزارش ها شرایط حاد پزشکی سحرخیز از طرق مختلف به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل گزارش شده است.
شایان ذکر است که دبیرکل سازمان ملل عصر روز جمعه پیش از ترک ایران، از انتقال نگرانی های خود در زمینه نقض حقوق بشر در ایران طی دیدار با مقامات جمهوری اسلامی خبر داده و گفته بود که در دیدارهای رسمی خود در تهران، به حکومت اصرار کرده که رهبران مخالف دولت، فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی را آزاد کنند تا زمینه ساز آزادی بیان و گفت و گو در فضایی باز قرار گیرد.

مهدی سحرخیز با اشاره به سفر دبیرکل سازمان ملل به ایران تصریح می کند: "بالاخره آقای بان کی مون و شخصیت های دیگر می بینند که چه رفتاری با زندانیان سیاسی می شود و مستقیما رهبر را مورد انتقاد قرار می دهند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستند اما متاسفانه آقای خامنه ای به دلیل کینه شخصی با زندانیان سیاسی از جمله پدرم که مستقیما از ایشان انتقاد می کنند فشارها را افزایش داده اند و بخاطر اینکه مبادا یکی از این شخصیت هایی که به ایران سفر کرده اند بخواهند به دیدار پدر بروند او را به زندان منتقل کردند. به این دلیل که این زندانیان از وضعیت زندان های جمهوری اسلامی که هیچ استانداردی ندارد و برخوردهای غیرقانونی با زندانیان صورت می گیرد چیزی نگویند."

همچنین همزمان با انتقال عیسی سحرخیز به بند 209، محدودیت های ویژه ای بر روی محسن امین زاده معاون وزیر امورخارجه دولت سیدمحمد خاتمی که او نیز شش ماه در حصر بیمارستانی تحت درمان است صورت گرفت.
فخرالسادات محتشمی پور، همسر سیدمصطفی تاج زاده در نامه ای با اشاره به حصر بیمارستانی محسن امین زاده، می نویسد: "درست از زمانی که آمدن بان کی مون به ایران قطعی شد، سپاه زندانی اش را تحویل گرفت تا مبادا آن همتای پیشین هوس دیدار به سرش بزند آن هم در بیمارستان! و یا این که خبری، پیامی، چیزی مبادله شود خدای نکرده. غافل از این که این دیپلمات سابق هنوز بیش از خیلی از این تازه به دوران رسیده های کار نابلد، اصول دیپلماسی می داند و منافع ملی می شناسد و رابطه دولت-ملت و حقوق بین الملل حالی اش است. مهناز همسر امین زاده می گوید: این تغییرات به محسن استرس وارد می کند و حالش بدتر می شود. نگرانش هستم. می گوید: یک عده رفتند یک عده دیگر آمدند و ملاقات ممنوع شد!"

Samstag, 1. September 2012

تداوم بی خبری از وضعیت مریم صالحی، با گذشت دو هفته از بازداشت شبانه



جـــرس: با گذشت دو هفته از بازداشت مریم صالحی، فعال حقوق بشر، پیگیری های خانواده وی در این مدت بی نتیجه بوده و هیچ اطلاعی از نهاد بازداشت کننده و محل نگهداری وی در دست نیست.

به گزارش سایت ملی – مذهبی، ماموران امنیتی ساعت چهار و نیم بامداد به منزل پدری مریم در شهر اراک وارد می شوند و با برخوردی تند و بدون ارائه حکم به تفتیش منزل پرداخته و بعد از زدن دستبند به مریم صالحی او را به محل نامعلومی منتقل می کنند. این در حالی است که در پیگیری های خانواده و دوستان مریم هیچ نهاد و ارگانی مسئولیت بازداشت او را بر عهده نگرفته است.

مریم صالحی دانشجوی بیست و پنج ساله یکی از اعضای گروه حامیان حقوق بشر در ایران است که در زیر مجموعه مدافعان حقوق بشر قرار می گیرد.

بر اساس تعریف کمیساریای عالی حقوق بشر، همه کسانی که به طور فردی یا گروهی در حمایت و بهبود حقوق بشر گام بر می دارند، مدافع حقوق بشر محسوب می شوند.

این مجموعه نگرانی های گوناگون حقوق بشری، مثل اعدام های بدون محاکمه، شکنجه، بازداشت ها و توقیف های خودسرانه، ختنه دختران و زنان، تبعیض، حقوق طبقات خاص مثل حقوق زنان، کودکان، پناهندگان و آوارگان و حقوق اقلیت های ملی و قومی و فرهنگی، زبانی و جنسیتی، مسایل استخدامی، اخراج اجباری، دسترسی به مراقبت های بهداشتی، زباله های سمی و تأثیر آن بر محیط زیست را مورد توجه قرار می دهند. فعالان حقوق بشر معتقدند که با اطلاع رسانی و علنی کردن عملکرد ناقضان حقوق بشر میتوان هرچه بیشتر واکنش و حمایت افکار عمومی و سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر را در راستای حمایت از قربانیان کسب کرده و هزینه نقض حقوق بشر را برای ناقضان بیش از پیش کرد.

مریم صالحی یکی از این فعالان مدافع حقوق بشر است که از پانزده روز پیش خبری از او نیست. در این رابطه با مادر وی گفت و گویی انجام داده ایم.

صدیقه ماهوری مادر مریم صالحی طی گفتگویی اظهار داشت: از آن روزی که مریم را از خانه با دستبند بردند ( ساعت ۴ و نیم صبح چهارشنبه ۲۵مرداد ماه) تا همین امروز هر روز من و دیگر اعضای خانواده و فامیل و دوستان و آشنایان بی وقفه به هر کجا که میتوانستیم سر زدیم. از زندانهای تهران و کرج و اراک گرفته، تا دادگاه ها و کلانتریها، و دیگر جاهایی که حتی قدرت فکر کردن به آنها را ندارم مثل سر زدن به بیمارستانها و پزشک قانونی !! فقط الان از خدا میخواهم که زودتر او را ببینم که سالم و سلامت باشد. بعد از آن حتی در زندان هم که باشد می رویم ملاقاتی و حتما آزاد می شود چون میدانم که دخترم بی گناه است ، مریم فقط و فقط دوست دارد که به دیگر انسانها کمک کند و عاشق این کار است و من اصلآ نمی فهمم که چرا باید برای حکومت یا دستگاه امنیتی مزاحمتی ایجاد کند؟"

وی در خصوص سکوت دو هفته ای خانواده گفت "چند روز اول پس از اینکه دخترم را دستگیر کردند، فکر می کردیم که بهتر است کسی اطلاع نداشته باشد از فعالیتها و دستگیری مریم و… حالا پس از اینکه شدیدا نگران سلامتی مریم هستیم و با گذشت بیش از دو هفته کماکان هیچ خبری از محل نگهداری و سلامت او نگرفته ایم، فکر می کنیم که بهتر باشد که در این مورد هر چه بیشتر اطلاع رسانی و کمپین کنیم، شاید از این طریق بتوانیم با مساعدت نهادها و سازمانهای حقوق بشری، بر ماموران امنیتی یا دستگاه قضایی برای مطمئن شدن از سلامت مریم و همچنین اجرای عدالت فشار وارد کنیم. و در این رابطه از همه کسانی که به نحوی قادر به کمک میباشند از جمله مقامات دولتی و انتظامی تقاضای مساعدت کنیم."